معنی فراهمی
7 بازدید
[ فَ هَ ] (حامص مرکب) جمعیت. خلاف پراکندگی. (یادداشت به خط مؤلف). رجوع به فراهم شود.
کلمات همقافیه با «فراهمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر