معنی فراموش گردیدن
6 بازدید
[ فَ گَ دی دَ ] (مص مرکب) از یاد رفتن. فراموش شدن : سگی را لقمه ای هرگز فراموش نگردد، گر زنی صد نوبتش سنگ. سعدی (گلستان). نه هر وقتم به یاد خاطر آید که خود هرگز نمیگردد فراموش.سعدی. تو نیز ای که در توبه ای طفل راه به صبرت فراموش گردد گناه.سعدی.
کلمات همقافیه با «فراموش گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر