معنی فراموش گشتن
4 بازدید
[ فَ گَ تَ ] (مص مرکب) از یاد رفتن. فراموش شدن : سخن گوی بیفر و بیهوش گشت پیامش سراسر فراموش گشت.فردوسی. و رجوع به فراموش شود.
کلمات همقافیه با «فراموش گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر