معنی فراموشکار
5 بازدید
[ فَ ] (ص مرکب) آنکه خوی فراموشی دارد. فرامشتکار. (یادداشت به خط مؤلف). ساهی. (مهذب الاسماء). آنکه او را فراموشی بسیار دست دهد. کم حافظه : عقل تو پیری است فراموشکار تا ز تو یاد آرد، یادش بیار.نظامی. و رجوع به فرامشتکار شود.
کلمات همقافیه با «فراموشکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر