معنی فراموشکاری
6 بازدید
[ فَ ] (حامص مرکب) نسیان. از یاد بردن. سوءحافظه. (یادداشت به خط مؤلف): ز پیری دگرگون شود رای نغز فراموشکاری درآید به مغز.نظامی. و رجوع به فراموشکار و فرامشتکاری شود.
کلمات همقافیه با «فراموشکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر