معنی فراخدستی
5 بازدید
[ فَ دَ ] (حامص مرکب) جود. مقابل تنگدستی. (یادداشت بخط مؤلف): او بزرگتر کسی بود اندر حلم و سخاوت و فراخ دستی. (مجمل التواریخ و القصص). مردم از فراخ دستی خوشدل بودند. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۱۸۰).
کلمات همقافیه با «فراخدستی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر