معنی فراخالحمام
6 بازدید
[ فِ خُلْ حَ ] (ع اِ مرکب) به پارسی کبوتربچگان گویند. گرم و خشک است و در اول درد پشت را که از خلط غلیظ بود دفع کند و گرده را فربه گرداند و باه را برانگیزد و سریع العفونت باشد. مصلحش سرکه و گشنیز است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). ابن ماسویه گوید: گرمتر از گوشت تمام مرغان بود و دشوار هضم شده و خون بسیار در وی متولد بود. صاحب منهاج گوید: مفلوج را گوشت وی خوردن سود دهد و گوشت وی کثیرالفضول بود و سریع العفونت تا به حدی که مهر آورد و مصلح وی سرکه و گشنیز بود و محرورمزاج، اولی آن بود که به آب غوره و گشنیز و مغز خیار مالنگ خورند. رازی گوید: گوشت وی گرم و خشک بود و پیه او را حرارت ظاهر بود و موافق محروری نبود، الا سهل تر از گوشت مرغ از شکم بیرون آید، خاصه چون به آب و نخود و شبت و نمک بپزند. و مرق وی نافع بود سر و مزاج را، کسی که شکم وی قبض داشته باشد و درد پشت که سبب آن خلطی غلیظ بود مزمن. گرده را فربه کند و باه را زیاد گرداند. اما مضر بود به چشم و دماغ، خاصه بریان کرده و اولی آن بود که چیزی بر سر وی بپاشند، اکل بریان کردهٔ او خون را بسوزاند و باشد که به جذام کشد، خاصه در مزاج طفلان کوچک. (از اختیارات بدیعی). رجوع به حَمام شود.
کلمات همقافیه با «فراخالحمام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر