معنی فراخبال
4 بازدید
[ فَ ] (ص مرکب) دست باز. کریم و بخشنده. فراخ آستین : فراخبال کند عدل تنگ قافیه را چنانکه چرخ ردیف دوام او زیبد.خاقانی. رجوع به فراخ آستین شود.[ فَ ] (ص مرکب) آسوده خاطر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «فراخبال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر