معنی فتاء
9 بازدید
[ فَ ] (ع مص) جوان شدن. || جوانمردی نمودن. (منتهی الارب). || (اِمص) جوانی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ فِ ] (ع اِ) جِ فَتیّ. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). جوانان. رجوع به فتی شود.
کلمات همقافیه با «فتاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر