معنی فتائلالرهبان
6 بازدید
[ فَ ءِ لُرْ رُ ] (ع اِ مرکب) نباتی است بقدر ذرعی، تیره رنگ و مایل به سفیدی، و برگش مانند برگ حنا و کوچکتر از آن، گلش زرد و مجتمع و تخمش مانند تخم تره تیزک و بیخش خوشبو، منبتش کنار دریاها، و گرم و خشک و بغایت مقوی باه و رافع زکام و عسرالنفس و سرفه و ربو و ریاح غلیظه. ضماد او محلل صلابات و رافع مفاصل و نقرس و عرق النسا و ورم انثیان و فسخ عصب، و مربای بیخ او انفع از زنجبیل و هاضم و مسخن معده و گرده و مثانه و مدر بول و محرک باه و محلل مواد بارده است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). درختکی است به بالای ذراعی و گاهی کمی بلندتر، و برگ حناء صغیر را ماند. ریشهٔ آن خوشبوست و کشیشان از شاخ آن فتیلهٔ چراغ کنند، و آن را در مصر زنجبیلیه نامند. (از یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «فتائلالرهبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر