معنی فتأ
7 بازدید
[ فَ تْ ءْ ] (ع مص) شکستن چیزی را. || فرومیرانیدن. (منتهی الارب). آرام گردانیدن. || خاموش کردن آتش را. (اقرب الموارد). || فراموش کردن و بازایستادن از چیزی. (منتهی الارب). || مافتأ؛ پیوسته: مافتأ یذکره؛ پیوسته ذکرش میکند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «فتأ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تأ» برای سرودن شعر