معنی فاش گردیدن
5 بازدید
[ گَ دی دَ ] (مص مرکب) آشکار شدن. فاش شدن : چرا گوید آن حرف در خفیه مرد که گر فاش گردد شود روی زرد. سعدی (بوستان). رجوع به فاش و فاش شدن شود.
کلمات همقافیه با «فاش گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر