معنی فاش شدن
6 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) آشکار شدن. ظاهر شدن. رجوع به فاش شود. - فاش شدن خبر؛ پراگنده شدن و ذیوع آن. (یادداشت بخط مؤلف): فاش شد راز من به گیتی فاش من نترسم ز جنگ وز پرخاش.طاهر فضل.
کلمات همقافیه با «فاش شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر