معنی فاختهمهر
4 بازدید
[ تَ / تِ مِ ] (ص مرکب) کسی که مانند فاخته بی مهر باشد: تا فاخته مهری تو و طاووس کرشمه عشق تو چو باز است و دل من چو کبوتر. امیرمعزی. رجوع به فاخته شود.
کلمات همقافیه با «فاختهمهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر