معنی غیران

معنی غیران

7 بازدید
[ غَ ] (ع ص) رشک کن. (دهار) (مهذب الاسماء). مرد بارشک. ج، غَیاری ََ، غُیاری ََ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مردی که غیرت زن خود را داشته باشد. مرد باغیرت نسبت به زن خود. مؤنث آن غَیری ََ. غیور. مِغیار. (از اقرب الموارد). رجوع به غَیرَت و غَیرَة شود.
(ع اِ) جِ غار. (منتهی الارب) (دهار) (اقرب الموارد). رجوع به غار شود.
(اِخ) نام ناحیه ای در اسپانیا در سر راه اشبیلیه (سویل) به قرطپه از راه لوره . ابن حوقل آن را «غیر غیره» آورده است. رجوع به الحلل السندسیة ج ۱ ص ۱۳۴ و حاشیهٔ آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «غیران»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید