معنی غیر

معنی غیر

6 بازدید
(اِ) جوششی باشد که در اعضا پهن شود و بشره را سرخ گرداند و آن را به عربی شَری ََخوانند. (برهان قاطع) (آنندراج).
[ یَ ] (ع اِ) گشتن حال. تغیر حال. (متن اللغة). تغیر. دگرگونی : تا نصیحتگر او بود بر او بود پدید چون نصیحت نشنید آمد در کار غیر. فرخی. تا جهانست جهاندار تو بادی و مباد در جهانداری و در دولت تو هیچ غیر. فرخی. خدنگ ترکی بر روی و سر همی خوردند همی نیامد بر رویشان پدید غیر.فرخی. || بعضی آن را بمعنی دِیَه آورده و مفرد دانسته اند. رجوع به غیَر (جِ غیرَة) و اقرب الموارد شود.
[ یَ ] (ع اِ) جِ غیرَة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). یکی از معانی آن دیه است، چنانکه گویند: ان لم تقبلوا الغیر جدعنا انوفکم؛ یعنی اگر دیه ها را نپذیرید بینی های شما را قطع میکنیم. و گفته اند غِیَر مفرد است و جمع آن اَغیار است. (از اقرب الموارد). - غیرالدهر؛ سختیهای روزگار که دیگرگون گرداند. (منتهی الارب). پیش آمدهای روزگار که تغییر دهند. (از اقرب الموارد). حوادث زمانه. تصاریف. صروف زمان.
[ غُ یُ ] (ع ص، اِ) جِ غَیور. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) رجوع به غَیور شود.

کلمات هم‌قافیه با «غیر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید