معنی غیداقی
7 بازدید
[ غَ ] (ص نسبی) منسوب به غیداق (اِخ). رجوع به غیداق شود. || نوعی از تیر بغایت سخت که سنگ را میشکند و از غیداق آرند. (از برهان قاطع) (از غیاث اللغات) (از آنندراج): به یک گشاد ز شست تو تیر غیداقی شود چو پاسخ کهسار باز تا غیداق.خاقانی. رجوع به غیداق (اِخ) شود. - تیر غیداقی؛ تیری بغایت سخت که سنگ را میشکند. (ناظم الاطباء). رجوع به غیداقی در سطرهای بالا شود.
کلمات همقافیه با «غیداقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر