معنی غوطهگاه
8 بازدید
[ طَ / طِ ] (اِ مرکب) جای غوص و فرورفتن در آب. (ناظم الاطباء). جای غوطه خوردن. جای فرورفتن. رجوع به غوطه و غوته شود: کشید از غوطه گاه اژدها تیغ چو برق ناف سوز از سینهٔ میغ. حکیم زلالی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «غوطهگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر