معنی غوطهخوری
7 بازدید
[ طَ / طِ خوَ / خُ ] (حامص مرکب) فرورفتگی در آب و غرق شدگی. (ناظم الاطباء). عمل شخص غوطه خور و غواص. سر به آب فروبردن. فرورفتن در آب. رجوع به غوطه شود.
کلمات همقافیه با «غوطهخوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر