معنی غوشاک
6 بازدید
(اِ) محوطه و چاردیواری باشد که شبها گاوان و گوسفندان و چارپایان دیگر در آنجا بسر برند. (برهان قاطع). غوشا. (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری). غوشاد. غوشای. (برهان قاطع) (آنندراج) (فرهنگ رشیدی). || سرگین خشک حیوانات. غوشا. غوشاد. غوشای. (برهان قاطع) (آنندراج) (فرهنگ رشیدی). پاچک. (فرهنگ جهانگیری).
کلمات همقافیه با «غوشاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر