معنی غوشاد
7 بازدید
(اِ) جایگاه گاوان و گوسفندان. (فرهنگ اسدی) (از صحاح الفرس). جای خوابیدن گاوان و گوسفندان. (برهان قاطع). چاردیوار را گویند که شب هنگام گاوان و گوسفندان و شتران و امثال آن در آنجا باشند. (فرهنگ جهانگیری). غوشا. آغل. شبگاه. شب غازه. زاغه : سبوح و مزکت بهمان گرفت و دیزه فلان و ما چو گاوان گرد آمده به غوشادا. ابوالعباس (از فرهنگ اسدی). ز بأس پاس تو اندر کنام شیر و پلنگ کند شبان به شبان از پی گله غوشاد. شمس فخری (از آنندراج) (جهانگیری). || سرگین سایر حیوانات. بفتح اول نیز آمده است. سرگین حیوانات. غوشا. || جای فرودآمدن کاروان. قافله گاه. (از برهان قاطع). || جایگاه دیوان و جنیان. (اداة الفضلاء) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || درخت بلند. (برهان قاطع) (اداة الفضلاء).
کلمات همقافیه با «غوشاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر