معنی غنوند
8 بازدید
[ غُ وَ ] (اِ) عهد و شرط. (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا). عهد و پیمان و شرط. (برهان قاطع): به پیمان و سوگند و غنوند و عهد تو ایدر سخن یاد کن همچو شهد. فردوسی (از فرهنگ رشیدی) (فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «غنوند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر