معنی غند کردن
7 بازدید
[ غُ کَ دَ ] (مص مرکب) درهم کشیدن. فراهم آوردن. چین آوردن: قطب بین عینیه؛ غند کرد در میان دو چشمش. (زمخشری).
کلمات همقافیه با «غند کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر