معنی غند شدن
7 بازدید
[ غُ شُ دَ ] (مص مرکب) گرد آمدن. جمع شدن : من غند شدم ز بیم غنده چون خرس نگون فتاده در دام. ابوطاهر خاتونی. دمنه؛ سرگین غنده شده. (مقدمة الادب زمخشری).
کلمات همقافیه با «غند شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر