معنی غند گشتن
7 بازدید
[ غُ گَ تَ ] (مص مرکب) غند شدن. جمع شدن. گرد آمدن : تیغ وفا ز رنگ جفا سخت کند گشت بازم بلای هجر غم یار غند گشت. دقیقی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «غند گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر