معنی غندرود
7 بازدید
[ غُ ] (اِ مرکب) نفیر که برادر کوچک کرنا است و چون در قدیم آن را بسبب فراهم آمدن و جمع شدن مردم مینواخته اند، و غند بمعنی جمع و فراهم است آن را غندرود خوانده اند. (از برهان قاطع). گاودم. (فرهنگ اوبهی). با شیپور جمع در نظام امروز مقایسه شود. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). غنده رود. (برهان قاطع) (آنندراج) (فرهنگ شعوری). رجوع به گاودم شود.[ غَ دَ ] (اِخ) نام قریه ای به هرات. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۱۸۰). یاقوت در معجم البلدان غُندوذ آورده است.
کلمات همقافیه با «غندرود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر