معنی غندرودی
6 بازدید
[ غَ دَ ] (اِخ) فتح بن نعیم هروی غندرودی، مکنی به ابوعمرو. از شریک و حکم بن ظهیر روایت کند، و اسحاق بن هیاج از وی روایت دارد. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۱۸۰) (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «غندرودی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر