معنی غندرة
7 بازدید
[ غَ دَ رَ ] (ع مص) بناز و تبختر راه رفتن. صفت آن غَندور و غَندورَة می آید. (از منجد الطلاب). نوعی راه رفتن با تکبر و تبختر: تغندر الغلام مشی الغندرة، و هی مشیة فیها تبختر و خیلاء. (دزی ج ۲ ص ۲۲۹). || حالت شخص غندور (جوان ظاهرساز و خوشگذران و احمق). رجوع به دزی ج ۲ ص ۲۲۹ و غَندور شود.
کلمات همقافیه با «غندرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر