معنی غمیر
7 بازدید
[ غَ ] (ع ص، اِ) نبات خرد انبوه. (مهذب الاسماء). دانه بَهمی ََ، گیاهی است، یا گیاه اندک سبز، یا گیاه سبز که زیر گیاه خشک برآمده باشد، یا گیاه در بن گیاه دیگر. ج، اَغمِراء . || آب بسیار. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).[ غُ مَ ] (اِخ) جایی است میان ذات عَرق و البستان، و پیش از غمیر در دو میلی آن قبر ابی رغال واقع است. (از معجم البلدان).[ غُ مَ ] (اِخ) جایی است در دیار بنی کلاب نزدیک ثلبوت. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «غمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر