معنی غمیرالصلعاء
8 بازدید
[ غُ مَ رُصْ صَ ] (اِخ) از آبهای اَجَأ که یکی از دو کوه طی ء در نزدیکی غُرَیّ است. عبیدبن ابرص گوید: تبصر خلیلی هل تری من ظعاین سلکن غمیراً دونهن غموض و فوق الجمال الناعجات کواعب مخاضیب ابکار اوانس بیض و خبت قلوصی بعد هَدء وهاجها مع الشوق برق بالحجاز ومیض فقلت لها لاتعجلی ان منزلا نأتنی به هند الیّ بغیض. (از معجم البلدان چ بیروت ۱۹۵۷م. ص ۸۱۶).
کلمات همقافیه با «غمیرالصلعاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر