معنی غمیذر
7 بازدید
[ غَ مَ ذَ ] (ع ص) درهم آمیزنده سخن و کار خود را، و بیخرد که هیچ نفهمد. (منتهی الارب) (آنندراج). آن که سخن و کار خود را بهم زند. المخلط فی کلامه و فعاله. (اقرب الموارد). || مرد نازک تناور منعم و پر از جوانی. (منتهی الارب) (آنندراج). آنکه ناعم (نرم و نازک) و فربه باشد، و گفته اند بمعنی فربه و نازپرورده است، یا بمعنی بسیار فربه، و یا جوانی که به غایت جوانی رسیده باشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غمیذر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذر» برای سرودن شعر