معنی غلو کردن
6 بازدید
[ غُ لُ وو کَ دَ ] (مص مرکب) از حد گذشتن. غالی بودن. غلو داشتن. رجوع به غُلُوّ شود: با هرکه دوستی کنی از دل مکن غلو با هرکه دشمنی کنی از جان مبر خطر. خاقانی.
کلمات همقافیه با «غلو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر