معنی واژه غلو داشتن
3 بازدید
[ غُ لُ وو تَ ] (مص مرکب) از حد گذشتن. غالی بودن. رجوع به غلو شود: دیگر سبزوار ولایتی خوب است با منافع و مزارع مرغوب، اما اهل آن در رفض غلوی تمام دارند. (روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات ج ۱ ص ۲۷۷). و گویند ابن علقمی وزیر در مذهب شیعه غلوی عظیم داشت. (روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات ج ۱ ص ۳۱۳).