معنی غله کردن
5 بازدید
[ غَ لْ لَ / لِ کَ دَ ] (مص مرکب) غله کردن زمین و ضیعة غله دادن آن. رجوع به غله و غله دادن شود: و ضیعتی او را ده که هر سال چندان غله کند که او را و عیالش را کفایت بود. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «غله کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر