معنی غفورآباد
6 بازدید
[ غَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان جندق بیابانک بخش خوربیابانک شهرستان نائین، که در ۱۶هزارگزی باختر خور و ۱۴هزارگزی راه چاه ملک به فرخی واقع است. در جلگه قرار دارد و گرمسیر است. سکنهٔ آن ۱۰۳تن شیعهٔ فارسی زبانند. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و خرماست و شغل اهالی زراعت، صنایع دستی، کرباس بافی و زغال سوزی است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «غفورآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر