معنی غزولی
7 بازدید
[ غُ ] (اِخ) (متوفی به سال ۸۱۵ هـ . ق.). علاءالدین علی بن عبداللََّه بهائی غزولی دمشقی. غلامی ترک بود که بهاءالدین او را خرید و از کودکی آثار ذکاوت در او پیدا بود، و ادبیات را دوست میداشت. مدتی ملازم عز موصلی بود و ادبیات را نزد او به پایان رسانید و مکرر به قاهره می آمد و ذوقی خوب داشت. از ابن خطیب داریا و ابن مکانس و دمامینی و دیگران دانش فراگرفت. او راست: «مطالع البدور فی منازل السرور». آغاز آن: «الحمدللََّه الذی جعل قلوب البلغاء افلاکاً لمطالع البدور الخ»، و این کتابی است مشتمل بر وصف دارالملک و نیازمندیهای آن از انشاء و پزشکی و نعیم و علم هیأت و ندیم و مجلس شراب و جامهای شراب که لایق آن است. او کتاب را به پنجاه باب بخش کرده است. جزء دوم آن در چاپخانهٔ وطن به سال ۱۳۰۰ هـ . ق. چاپ شده است. (از معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۴۱۶).
کلمات همقافیه با «غزولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر