معنی غریبنوازی
7 بازدید
[ غَ نَ ] (حامص مرکب) نوازش از مردمان درویش و بینوا. (ناظم الاطباء). عمل غریب نواز. ملاطفت و مهربانی در حق غریب و بینوا و درویش. غریب پروری. غریب دوستی. غریب پرستی : علی الخصوص در این عصر که تیمار بیماران و غریب نوازی و غمخوارگی همگنان به علاقهٔ حسن مرحمت، لطف و شفقت و... منوط و مربوط است. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۲۳).
کلمات همقافیه با «غریبنوازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر