معنی غریبه
9 بازدید
[ غُ رَ بَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ام الفخر بخش شادگان شهرستان خرم شهر که در ۱۸هزارگزی شمال خاوری شادگان قرار دارد. راه مالرو اهواز به شادگان از کنار آن می گذرد. زمین آن دشت و هوای آن گرمسیر مالاریائی است. سکنهٔ آن ۲۱۴ تن می باشد و شیعه اند که به عربی و فارسی سخن می گویند. آب آن از رودخانهٔ جراحی تأمین می شود و محصول آنجا غلات و خرما است و شغل اهالی زراعت، تربیت و غرس نخل و گله داری بوده و صنایع دستی عبابافی است. راه آن در تابستان اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان آب (بلوک البراویة) بخش مرکزی شهرستان اهواز که در ۳۶هزارگزی شمال باختری اهواز و ۲هزارگزی شوسه و اندیمشک و کنار رود کرخه قرار دارد. زمین آن دشت و هوای آن گرمسیر است و سکنهٔ آن ۲۰۰ تن می باشد و شیعه اند که به عربی و فارسی سخن می گویند. آب آن از رود کرخه تأمین می شود. محصول آنجا غلات بوده و شغل اهالی زراعت و گله داری است. و صنایع دستی زنان قالیچه بافی است. ساکنین آن از طایفهٔ البراویة هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «غریبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر