معنی غریبدوستی
7 بازدید
[ غَ ] (حامص مرکب) عمل شخص غریب دوست. ملاطفت و مهربانی دربارهٔ مردم درویش و غریب و بینوا: و انصاف در آن است که در همدان اگر امن باشد، هیچ شهری در اسلام مقابل آن نباشد، از فراخی نعمت و درستی هوا و آب و غریب دوستی و درویش داری. (مجمل التواریخ و القصص).
کلمات همقافیه با «غریبدوستی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر