معنی غریبدوست
7 بازدید
[ غَ ] (ص مرکب) آنکه غریبان را دوست دارد. غریب نواز. غریب پرور. غریب پرست : اسدآباد... آبی اندک دارد و همه مردمش غریب دوست باشند. (مجمل التواریخ و القصص). همدان شهری است که در عراق و خراسان متفق اند که به درستی هوای آن، شهر نیست و مردمش غریب دوست باشند. (مجمل التواریخ و القصص).[ غَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بروانان بخش ترکمان شهرستان میانج که در ۶هزارگزی شمال باختری ترکمان و یک هزارگزی شوسهٔ تبریز به میانه قرار دارد. محلی کوهستانی است و هوای آن معتدل است و سکنهٔ آن ۸۳۰ تن می باشد که شیعه اند و به زبان ترکی سخن می گویند. آب آن از چشمه است و محصول آنجا غلات و حبوبات و بزرک است و شغل اهالی زراعت می باشد و راه ارابه رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴). غریب دوست کنار راه میانه و تبریز میان خواجه غیاث و قره چمن در ۵۰۹۶۰۰گزی تهران واقع است.
کلمات همقافیه با «غریبدوست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر