معنی غریبزاده
7 بازدید
[ غَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب) لولی زاده. (غیاث اللغات). در محاوره به معنی لولی زاده است چه اکثر مسافران به لولی و کاولی اختلاط کنند. (آنندراج). || زادهٔ زنا. حرامزاده. (ناظم الاطباء): غریب زاده که تخمش بیفتد از عالم نمی شود که نباشد گزنده و بدذات. ناظم هروی (از آنندراج) (از مجموعهٔ مترادفات ص ۳۱۲). || با وصف این قباحت به معنی مسافرزاده نیز آید: همچو بیاض چشم سیاهان خوش نگاه هند از غریب زادهٔ ایران سپیدروست. علی قلی خان اعظم بن حسین خان شاملو. (از آنندراج) (از مجموعهٔ مترادفات ص ۳۱۲). ترانه ای که ز شوخی ندیم محفلهاست غریب زادهٔ هندونژاد خامهٔ ماست. شفیع اثر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «غریبزاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر