معنی غره

معنی واژه غره

9 بازدید
[ غُ رَ / رِ ] (اِ صوت) آواز رعد و سباع. غُرّه. (فرهنگ شعوری). رجوع به غُرّه شود.
[ غُ رْ رَ / رِ ] (اِ صوت) آواز رعد و سباع. به تخفیف را نیز آورند. (از فرهنگ شعوری). غرش. غرش شیر: غره ای کن شیروار ای شیر حق تا رود آن غره بر هفتم طبق. مولوی (مثنوی). غرهٔ شیرت بخواهد آسمان نقش شیر و آنگه اخلاق سگان. مولوی (مثنوی چ کلالهٔ خاور ص ۱۴۹). غرهٔ او حاکم درندگان نعرهٔ او مانع چرندگان.مولوی (مثنوی). - آسمان غره؛ تندر. رعد. آسمان غرغره. رجوع به آسمان غرغره و غرغره شود.
[ غُ رْ رَ ] (اِخ) در حبیب السیر غره از بلاد شام و از اعمال قدس به شمار آمده : و مولدش (شافعی) به روایت اصح غره بود از بلاد شام. (حبیب السیر چ ۱ تهران جزو سیم از مجلد ثانی ص ۹۳). خبر به دارالسلطنهٔ هرات رسید که مولانا حسام الدین مبارکشاه به جانب مصر رفته بود، در غره از اعمال قدس وفات یافته. (حبیب السیر جزو سیم از مجلد سیم ص ۲۰۴). رجوع به کتاب مذکور جزو چهارم از مجلد اول ص ۱۶۲ و جزو چهارم از مجلد دوم ص ۲۱۴ و رجوع به غرهٔ صغیر و کبیر شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید