غیاثالدین ابوا...
خیام
دنبال کننده 0
رباعیات
وزن: مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فَعَل
بحر: هَزَج مُثَمَّن اَخرَب مَکفوف مَحذوف
قافیه: مستان، دستان، آن.
ردیف: را.
وزن نهایی: مفعولُ مفاعیلن مفاعیلن فعل
بحر: بحر هزج مثمن اخرب مقبوض محذوف (وزن رباعی)
گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را بنیاد مکَن تو حیله و دستان را
۱. خط عروضی: گَر مِی نَخُری طَعنِه مَزَن مَستان را بُنیاد مَکَن تُ (تو) حیلِه وُ (و) دَستان را
۲. تقطیع هجایی: گَر (—) مِی (—) نَ (U) / خُ (U) ری (—) طَع (—) نِ (U) / مَ (U) زَن (—) مَس (—) تان (—) / را (—) بُن (—) یا (—) د (U) / مَ (U) کَن (—) تُ (—) هی (—) / لِ (U) وُ (U) دَس (—) تان (—) / را (—)
۳. ارکان عروضی:
مفعولُ (— — U)
مفاعیلُ (U — — U) / در مصراع دوم به دلیل اختیار: مفاعیلن (U — — —)
مفاعیلن (U — — —) / در مصراع دوم: مفاعیلُ (U — — U)
فَع (—)
۴. وزن نهایی: مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلن فَع (وزن متغیر رباعی)
۵. نام بحر: بحر هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف
۶. نکات فنی (اختیارات):
هجای کشیده: در کلمه «بنیاد»، هجای «یاد» کشیده است، حرف «د» به عنوان یک هجای کوتاه (U) در نظر گرفته شده و به رکن بعدی منتقل میشود.
اختیار وزنی (تسکین): در مصراع دوم، هجای پنجم (کَن) و ششم (تُ) به جای (U —) به صورت (— —) آمده که از اختیارات رایج در وزن رباعی است.
بلند تلفظ کردن مصوت کوتاه (اشباع): در کلمه «تو»، مصوت کوتاه «-ُ» به ضرورت وزن بلند تلفظ شده است.
تو غره بدان مشو که مِی مینخوری صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را
۱. خط عروضی: تُ (تو) غُررِه بِدان مَشو کِه مِی می نَخُری صَد لُقمِه خُری کِه مِی غُلامَستان را
۲. تقطیع هجایی: تُ (—) غُر (—) رِ (U) / بِ (U) دان (—) مَ (—) شو (U) / کِ (U) مِی (—) می (—) نَ (U) / خُ (U) ری (—) صَد (—) لُق (—) مِ (U) / خُ (U) ری (—) کِ (—) مِی (—) / غُ (U) لا (—) مَس (—) تان (—) / را (—)
۳. ارکان عروضی:
مفعولُ (— — U)
مفاعیلُ (U — — U) / در مصراع دوم به دلیل اختیار: مفاعیلن (U — — —)
مفاعیلُ (U — — U) / در مصراع دوم: مفاعیلن (U — — —)
فعل (U —) / در مصراع دوم: فع (—)
۴. وزن نهایی: مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعل (مصراع اول) / مفعولُ مفاعیلن مفاعیلن فع (مصراع دوم)
۵. نام بحر: بحر هزج مثمن اخرب مکفوف مقصور/محذوف
۶. نکات فنی (اختیارات):
حذف همزه: در عبارت «غلام است آن را»، همزه «است» و «آن» حذف و اتصال صورت گرفته است (غُ-لا-مَس-تان-را).
اختیار زبانی (اشباع): کلمه «تو» در ابتدای مصراع اول بلند تلفظ شده تا رکن «مفعولُ» ساخته شود.
تنوع وزن رباعی: رباعی دارای یک شبکه وزنی است؛ لذا کوتاه یا بلند بودن هجای آخر (فعل/فع) و تغییرات در ارکان میانی (مفاعیلن/مفاعیلُ) به دلیل ماهیت این قالب، کاملاً استاندارد است.
بیت ۱: گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را / بنیاد مکَن تو حیله و دستان را معنی: اگر اهل نوشیدن شراب نیستی، بادهنوشان را مورد سرزنش و ملامت قرار نده و با مکر و فریب، بنیانِ (اخلاق و انسانیت) را از ریشه ویران مکن. آرایههای ادبی:
تناسب (مراعات نظیر): میان واژگان «می» و «مستان».
تضاد: تقابل میان «می نخوری» و «مستان».
کنایه: «بنیاد کندن» کنایه از نابود کردن و از بین بردن اصالت چیزی.
مراعات نظیر: میان «حیله» و «دستان» (به معنی فریب).
بیت ۲: تو غره بدان مشو که مِی مینخوری / صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را معنی: به این سبب که شراب نمینوشی دچار غرور و خودپسندی مشو؛ زیرا تو مرتکب گناهان بزرگتری (مانند مال حرام یا ریا) میشوی که گناهِ شرابنوشی در مقایسه با آنها بسیار ناچیز و همچون بنده است. آرایههای ادبی:
کنایه: «غره شدن» کنایه از مغرور شدن و فریفته شدن.
مجاز: «لقمه» مجاز از مال حرام، ربا یا گناهان پنهانی.
تشبیه: «می غلام است آن را» تشبیه شراب به غلام برای نشان دادن حقارتِ گناهِ بادهنوشی در برابر گناهِ عظیمِ ریاکاران.
اغراق: در بیان کثرت گناهانِ پنهانی با واژه «صد لقمه».
نکوهش ریاکاری: سرزنش کسانی که زهد ظاهری را ابزاری برای فریب مردم قرار میدهند.
نقد غرور زاهدانه: هشدار نسبت به تکبری که از عبادت یا پرهیز ظاهری حاصل میشود.
اولویت اخلاق بر مناسک: تاکید بر اینکه گناهان معنوی و اجتماعی (مانند مکر و فریب) بسیار سهمگینتر از گناهان فردی هستند.