معنی غرغرو
7 بازدید
[ غُ غُ ] (ص نسبی) در تداول عامه آنکه بسیار غرغر کند برای اظهار ناخشنودی. قرقرو. آنکه بسیار لندد. آنکه عادت به ژکیدن دارد و بسیار ژکد. رجوع به غرغر شود.
کلمات همقافیه با «غرغرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر