معنی غرغره کردن
10 بازدید
[ غَ غَ رَ / رِ کَ دَ ] (مص مرکب) آب در گلو گردانیدن بی فروبردن. آب یا دارویی در گلو گردانیدن برای شستن و پاک کردن دهان یا برای دفع بیماری. عمل غرغره. رجوع به غرغرة شود.
کلمات همقافیه با «غرغره کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر