معنی غرضورزی
6 بازدید
[ غَ رَ وَ ] (حامص مرکب) غرض ورزیدن. غرض رانی. اعمال غرض. به کار بردن غرض. رجوع به غرض و غرض ورزیدن و غرض رانی و غرض راندن و غرض داشتن شود.
کلمات همقافیه با «غرضورزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر