معنی غرضمندی
5 بازدید
[ غَ رَ مَ ] (حامص مرکب) غرضمند بودن. غرض داشتن. صاحب غرض بودن. || خودکامی. (ناظم الاطباء). رجوع به غرضمند و غرض شود.
کلمات همقافیه با «غرضمندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر