معنی غرضوف
7 بازدید
[ غُ ] (ع اِ) کرکرانک که بخورند آن را، و آن نرمهٔ بینی و شانه، و سر استخوان پهلو و سینه، و استخوان بالای درون گوش باشد. غضروف به تقدیم الضاد مثله. ج، غَراضیف. (منتهی الارب) (آنندراج). هو کل عظم رخص یؤکل و هو مارن الانف، و نغض الکتف، و رؤوس الاضلاع، و رهابة الصدر، و داخل قوف الاذن. (اقرب الموارد): عبداللََّه گفت آن استخوان بود که به نزدیک غرضوف باشد و هو نغض الکتف. (تفسیر ابوالفتوح رازی). || بیماری جگر و کبد. (دزی ج ۲ ص ۲۰۷). || غرضوفان، دو چوب که به چپ و راست و وسط و مؤخر پالان بندند. (منتهی الارب) (آنندراج). دو چوب است که در چپ و راست میان وسط پالان و انتهای آن می بندند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غرضوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر