معنی غذقذونة

معنی غذقذونة

6 بازدید
[ غَ قَ نَ ] (اِخ) اسم جامعی برای سرحدی است که مشتمل بر مصیصة و طرطوس و غیر اینهاست. آن را خذقذونة نیز گویند. طبرانی گوید: ابوزرعهٔ دمشقی روایت کرد که از ابومسهر شنیدم که میگفت: یزیدبن معاویه چون به سن ۳۴سالگی رسید از طرف پدرش به خلافت تعیین شد. یزید در دیر مران مقیم بود. در این هنگام رومیان عده ای از مسلمین را به اسارت گرفتند. و این خبر به یزید رسید، وی چنین گفت : و ماابالی اذا لاقت جموعهم بالغذقذونة من حمی و من موم. اذا اتکات علی الانماط مرتفقا ببطن مُرّان عندی ام کلثوم. مقصود وی زنش ام کلثوم بنت عبداللََّه بن عامربن کریز بود. معاویه از قضیه آگاه شده گفت: یا باید مقابله به مثل کند یا وی را خلع می کنم. یزید به حرکت آماده شد و به پدرش نوشت: تجنی لاتزال تعد ذنباً لتقطع حبل وصلک من حبالی. فیوشک ان یریحک من بلائی نزولی فی المهالک و ارتحالی. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «غذقذونة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید