معنی غذغذة
6 بازدید
[ غَ غَ ذَ ] (ع مص) کم کردن: غذغذ منه؛ کم کرد از آن. (منتهی الارب). غذغذ منه غذغذة؛ نقصه. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غذغذة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذة» برای سرودن شعر